لبخند ماه

بگذار از دریچه چشم تو بنگرم لبخند ماه را...

لویی آراگون
00:04 1405/2/31 | ماهور بانو

الزا، دلِ من!

 از این بیش بی‌تابی سزاوار نیست.

 آرام، آرام دلِ من، آرام‌تر!

 تو باید دردهای بزرگ‌تری را تحمل کنی

 اشک‌هایت را در پشت چشمانِ «من»!

 در انتظار روزی بنشان

 که بر غمی بزرگ‌تر بیفشان‌ام‌شان.

الزا،

 اگر تو را گفتند از ستاره‌ی ناهید

 نگین انگشتری خواهند ساخت

 بپذیر…

 اگر گفتند طلوع خورشید از گریبان مغرب‌ست

 تو باورکن…

 یا اگر دریای کبیر در ساغری گنجاندنی‌ست

 به راستی پندار…

 هر چیزی را باورکن

 هر افسانه‌ای را و هر دروغی را؛

 جز، این که در دل من «جز مهرت» چیز دیگری‌ست.

 نه، زنهار باور نکن، هرگز!

 

لویی آراگون شاعر فرانسوی

دلگرمی استادانه
20:00 1405/2/30 | ماهور بانو

برای استاد نوشتم: اگر مشکلی در بازنشستگی ام رخ ندهد تابستان دست به ساز خواهم شد.

استاد گفتند: پس تا اون موقع تمرین کنید. 

نوشتم: سه سال است که دست به ساز نبردم 

گفتند: درست میشه

 

 

و این زیباترین دلگرمی استادانه بود ☺️

عاشقانه ۱۰
13:22 1405/2/30 | ماهور بانو

برایم نوشت:

من ساده‌ام قانـونِ حاشا را نمی‌دانم؛

اینجا دلی تنگ است، آنجا را نمیدانم!

بلاک
14:13 1405/2/25 | ماهور بانو

هنوزم متوجه نمیشم که چرا یه عده به ظاهر دوست، بعد از مدتی بلاکت میکنند. علی رغم میل باطنی مجبور به انجام عمل متقابل شدم.

به اعتقاد من، بلاک کردن نشانه ضعف طرف است...

عاشقانه ۹
16:59 1405/2/24 | ماهور بانو

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید ؟!

تو یکی نه‌ای، هزاری! تو چراغ خود برافروز...

 

نمانده در دلم دگر توان دوری
16:14 1405/2/23 | ماهور بانو

قسمت چهارم سریال بدنام هم توش کتابفروشی و معرفی کتاب داره و هم کنسرت علیرضا قربانی 

کلی کیف کردم.

دم حامد عنقا گرم 🥰 

زلزله
14:38 1405/2/23 | ماهور بانو

میگن حوالی ۱۲ شب زلزله اومد. من که هیچی نفهمیدم. فکر کنم زیادی تو سریال بدنام غرق شده بودم 🤪

عاشقانه ۸
15:23 1405/2/20 | ماهور بانو

کاش تعجيلی شود

روزی خدا قسمت کند

یک ملاقاتِ خصوصی

دستِ من، با موی تو...

مادرانه ۱
02:14 1405/2/15 | ماهور بانو

خرید پنجاه دلار با نصف حقوقش اولین سرمایه گذاری گل پسر شد. 

خدا بسازه برای همه در این شرایط بد اقتصادی

درباره

لبخند ماه را یک معلم، یک همسر و یک مادر می نویسد...

قدرت گرفته از بلاگیکس ©