لبخند ماه

بگذار از دریچه چشم تو بنگرم لبخند ماه را...

عاشقانه ۱
20:32 1405/2/2 | ماهور بانو

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

 

حافظ

ثریا در اغما
14:03 1405/2/2 | ماهور بانو

دومین کتابی که از اسماعیل فصیح می‌خوانم «ثریا در اغما» است. داستان جلال آریان کارمند نفت جنوب که در ابتدای جنگ تحمیلی عراق برای جویا شدن از وضعیت ثریا خواهر زاده اش عازم پاریس می‌شود. ثریا دچار مرگ مغزی شده و در کماست.

 

 

کتاب نصفه رها شده است. در عید و اوج جنگ شروع کردم و حوصله ی خواندن ادامه اش را ندارم.

 

راه حل پیشنهادی ارائه میکنید؟!

 

 

 

تذکره الاولیا ۱
10:38 1405/2/2 | ماهور بانو

نقل است که در مناجات گفتی:« الهی مرا نعمت دادی، شکر نکردم. بلا بر من گماشتی، صبر نکردم. بدآن که تو را شکر نکردم، نعمتی از من باز نگرفتی و بدآن که صبر نکردم ، بلا دایم نگردانیدی. الهی از تو چه آید جز کرم ؟».


(ذکر حسن بصری)

دوستی با ادبیات
10:35 1405/2/2 | ماهور بانو

سالهاست فکر مرا درگیر کرده است، اینکه چرا برای ادبیات غنی ایرانمان وقت نمی‌گذارم. چرا مثنوی نمیخوانم؟ چرا با حافظ دوست نیستم؟ چرا از شاهنامه فراری ام. چرا سعدی را تحویل نمی‌گیرم؟

از تابستان پارسال سراغ بوستان سعدی رفتم و خواندمش و اندکی مانده است تمام شود.

این روزها تذکره الاولیا عطار را می‌خوانم و لذت میبرم.

 

 

 

شروعی دوباره
16:01 1405/2/1 | ماهور بانو

مهاجرت بلاگی نمیدانم تا کی ادامه خواهد داشت... 

با بلاگفا و بلاگ‌اسکای و بیان خداحافظی کردیم و این بار شروع با بلاگیکس!

ماهور بانوی خستگی ناپذیر ☺️

 

درباره

لبخند ماه را یک معلم، یک همسر و یک مادر می نویسد...

قدرت گرفته از بلاگیکس ©