لبخند ماه

بگذار از دریچه چشم تو بنگرم لبخند ماه را...

عاشقانه ۱۱
12:27 1405/3/4 | ماهور بانو

نازنینم بودی و نازت مرا دلگیر کرد..

کاش میشد درد دلهای مرا تصویر کرد..

هرچه کردم تا بدانی دوستت دارم نشد..

تلخی ناباوری هایت دلم را پیر کرد...☺️😘

عاشقانه ۱۰
13:22 1405/2/30 | ماهور بانو

برایم نوشت:

من ساده‌ام قانـونِ حاشا را نمی‌دانم؛

اینجا دلی تنگ است، آنجا را نمیدانم!

عاشقانه ۹
16:59 1405/2/24 | ماهور بانو

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید ؟!

تو یکی نه‌ای، هزاری! تو چراغ خود برافروز...

 

عاشقانه ۸
15:23 1405/2/20 | ماهور بانو

کاش تعجيلی شود

روزی خدا قسمت کند

یک ملاقاتِ خصوصی

دستِ من، با موی تو...

عاشقانه ۷
13:28 1405/2/13 | ماهور بانو

 

سحرگه در چمن خوش رنگ شد گل

نگاهش کردم و دل تنگ شد گل 

به دل گفتم که نازست این، میندیش 

چو دستی پیش بردم، سنگ شد گل..💔

عاشقانه ۶
17:47 1405/2/7 | ماهور بانو

«عشق؛ نمایان شُدَنَت دیدَنیست . . .

میوه، چو فصلَش برسد چیدَنیست »❤️

عاشقانه ۴
00:57 1405/2/5 | ماهور بانو

برایم نوشت :

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید...
راستش زور منِ خسته به طوفان نرسید

عاشقانه ۳
17:01 1405/2/4 | ماهور بانو

برایم نوشت:

گفته بودی عشق می‌کارم به صحرای دلت

بید مجنون کاشتی ما را چنین دیوانه کرد؟

درباره

لبخند ماه را یک معلم، یک همسر و یک مادر می نویسد...

قدرت گرفته از بلاگیکس ©